تبليغاتX
موفقیت
از زندگی حق خود را بگیرید

 

آه!که چقدر فاصله ی ما دور است

فکر می کنم هيچ وقت نرسی

ومن در کنار اين دنيا تنها بمانم

و تو هميشه منظره ی من باشی

ودر پيش چشم های من،در سينه چشم انداز من

قبله ی نگاه من

و هيچ وقت نه در کنار چشم های من،

هيچ وقت

دراين زاويه همواره تنها خواهم بود

بی تو را خواهم ديد وآنگاه چه بگويم

به يک نابينا،يک بيگانه،يک دور دست

که چه ها می بينم؟
 
دکتر شريعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 0:23  توسط فرانسیس  | 

 

تو ديگر تنها نيستي ،

 

 خانه اي خواهم ساخت برايت ،

 

از استخوانهايم برايش ستون و از پوستم برايش سقفي ،

 

 قلبم را با برق شكاف ميان سينه هايت ميشكافم

 

واز گرمي خون رگهايم
 

براي شبهاي تاريك تنهاييت آتشي مي افروزم و تا هميشه در كنارت

 

ميسوزم تا هميشه . . .

 

و در عوض فقط از تو ميخواهم گونه هاي خيسم را پاك كني .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 0:13  توسط فرانسیس  | 

 

دختر گیس بلند بور، راه خونت کدوم وره
گول نخوری عزیز من، اینجا پر از جادوگره

تو شهر ٌکوچه های اون،قانون جنگل حاکمه
وحشت و ترس واهمه،اینجا یه اصل حاکمه
 
آسه برو آسه بیا،شهر ما شهر هرت
آشتی گرگ و گله،قصه چرت پرت
 
دختر گیس بلند بور، راه خونت کدوم وره
تو این مسیر خط خطی،گم شدن حرف آخره
سادگیات دور بریز، زرنگی پیشه کن عزیز
تو حسرت عشق وفا،اشکای بیخودی نریز
 
آسه برو آسه بیا،شهر ما شهر هرت
آشتی گرگ و گله،قصه چرت پرت
 
دختر گیس بلند بور، راه خونت کدوم وره
خونه جادوگر بد، نه در داره نه پنجره
دنبال خورشید نباشی، اینجا همیشه ابریه
آخر خط سرنوشت،مثل هوای شرجیه
 
آسه برو آسه بیا،شهر ما شهر هرت
آشتی گرگ و گله،قصه چرت پرت
 
دختر گیس بلند بور، راه خونت کدوم وره
شب داره از راه میرسه،اینجا نمونی بهتره
فکر نکنی شب که بشه،روشن چلچراغمون
ما هممون تو نوبتیم،گرگ بیاد سراغمون
 

شاعر:مهدی اکبری


  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 21:31  توسط فرانسیس  | 

 

هیچ کس با من نیست


مانده ام تا به چه اندیشه کنم


مانده ام در قفس تنهایی


در قفس می خوانم


چه غریبانه شبی است


شب تنهایی من

 

 


زندگی معلم سنگدلی است


که اول امتحان می گیرد

 

       وبعد درس می دهد


 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 14:32  توسط فرانسیس  | 

 

بعضي آدما ممکنه هر روز بيان از کنارت رد بشن اما برات اهميت نداشته باشن،اما دليل نميشه که اونا بي اهميت باشن،بعضي آدما هم هستن که برات خيلي مهمن اما دليل نميشه که آدم مهمي باشن،اما چيزي که از همه بيشتر مهمه اينه که هر آدمي هر چقدر هم کم اهميت باشه حداقل برا يه نفر اهميت داره.....
 
 

اگه يکم فکر کني ميبيني زندگي ارزش زنده بودن رو نداره.اگه يکم بيشتر فکر کني ميبيني زندگي ارزش مردنم نداره،اما اگه خيلي فکر کني ميبيني مردن و زنده بودن ارزش فکر کردن رو نداره .هميشه يادت باشه چيزي که امروز داري شايد آرزوي ديروزت بوده و بزرگترين آرزوي فردات پس هميشه سعي کن قدر چيزي که امروز داري بدوني

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 15:4  توسط فرانسیس  | 

 

 در لحظات تصمیم گیری است که زندگی شما شکل میگیرد.(آنتونی رابینز)
 
 
 
 راز دستیابی به موفقیت و آرامش
 
راز اول:ذهن خود را برای پذیرش هر چیزی آماده سازید اما وابسته نشوید.

راز دوم:تا زمانی که نغمه دل خویش را شکوفا نساخته اید آرام نشینید.


راز سوم:نمیتوانید آنچه خود ندارید به دیگران ببخشید.


راز چهارم:سکوت سرشار از ناگفته هاست.


راز پنجم:گذشته خود را رها کنید.


راز ششم:نمیتوانید مشکل خود را با همان ذهنی حل کنید که آن را آفریده است.


راز هفتم:هیچ گونه خشم و رنجشی قابل توجیه نیست.


راز هشتم:با خود به گونه ای رفتار کنید گویی همانی هستید که آرزویش را دارید.


راز نهم:الوهیت درون خود را گرامی بدارید.

 

 راز دهم:پرهیز از افکاری که شما را ضعیف میکنند نشانه فرزانگی ست
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 9:41  توسط فرانسیس  | 

 

توي تاريكي شب بوسيدن دستت اونم براي چند  لحظه برام كافي نيست

 

بگو كجا ببوسمت .

 

توي تاريكي نوازش كردن دستت اونم براي چند لحظه برام كافي نيست

 

بگو كجا نوازشت كنم .

 

توي تاريكي لمس كردن جاهاي بخيه روي رگ دستت

 اونم براي    

 چند لحظه

 برام كافيه .

چون توي اون چند لحظه :

 

ديدم اشك توي چشمات جمع شد

 

ديدم نمي خواي من بفهمم

 

ديدم از آخرين دلبستگيت چي سرت اومده

 

ديدم روزگار با تو چه كرده

 

تصميم عوض شد

 

ديگه نمي خوام ببوسمت

 

ديگه نمي خوام نوازشت كنم

 

مي دونم خيلي موقعيت ها واسم وجود داره

 

ميدونم دارم بزرگترين تصميم زندگيمو مي گيرم

 

 فقط مي خوام   ..........................................................

..............................................................................

...................................................................

 

.يكشب از وراي سياهي ها

 

چون اختري به سوي تو مي آيم

 

بربال بادهاي  جهان پيما

 

شادان به جستجوي تو مي آيم .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 2:7  توسط فرانسیس  | 


 

اولین وبلاگ حمایت از ترنسکشوال ها

به زودی در اینجا شاهد مطالب مفیدی خواهید بود

Email: ts_mania121@yahoo.com

messenger ID: ts_mania121

http://www.tsmania.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 0:32  توسط فرانسیس  | 

اين هم مطلبي از پائولوكوئلو

 

براي دوستان اهل فلسفه:

 

 با جوديكه مي بايست از مراحلي بگذرم كه گذشتم از رويارويي با مشكلات نهراسيدم . چون همين مشكلات مرا به سرمنزل مقصود هدايت كردند. هم اينك در پايان راه زندگي همه دارايي من اين شمشير است . آن را به كسي وا مي گذارم كه مشتاق ادامه سفر خود است. و من با خود علائم و نشانه هاي زخم هاي التيام يافته ي نبرد هايم را مي برم شايد آنها شاهدان شكل زندگاني من هستند و پاداش پيروزي هايم .

همين نشانه و زخم هاي پر ارج اند كه مرا به دروازه هاي بهشت رهنمون مي شوند. زماني چند زندگيم با گوش سپردن به داستان قهرماني ها سپري شد . و زماني ديگر نزيستم مگر كه نيازمند زيستن باشم اينك زندگي مي كنم چن يك سلحشورم و مايلم روزي به آن كس بپيوندم كه بخاطرش اين همه جنگيدم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 23:35  توسط فرانسیس  | 

 

·       با خودت صادق باش و نگران نباش كه ديگران در باره ات چه فكر مي كنند.

 

·       حتي گردابي از افكار ناراحت كننده با شوخ طبعي و خنده اي از ته دل از بين خواهد رفت.

·       اگر مي خوايي مشكلاتت حل شوند به دل هاي دردمند ديگران تسلي و آرامش بده.

·       بگذار لبخند در قلبت بارور شود و از دريچه چشم هايت به دنيا بتابد.

·       هنگامي كه وسوسه مي شوي حرف هاي كنايه آميز و نيش دار به ديگران بزني يادت باشد كه فلفل زيادي طعم غذا را خراب مي كند.

·       كلمات نسنجيده دوستي هاي باارزشي را تباه كرده اند اما مهرباني هيچ چيز را تباه نمي كند

·       اجازه بده ديگران هر طور مايلند پيش روند.

·       ظرفيت عشق وجودت را با دوست داشتن همه انسان ها و زندگي افزايش بده.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 23:30  توسط فرانسیس  |