تبليغاتX
موفقیت
از زندگی حق خود را بگیرید

به من قول بده که می توانی :

 - با خودت مهربان باشی .

 - یک لحظه را برای فکر کردن به خودت در نظر بگیری . 

 - شاد و خشحال باشی .

 - سه آرزو داشته باشی .

 - موقع کار و فعالیت متوجه خودت باشی .

 - به آینده نگاه کنی و ببینی زیبا هستی .

 - قوی و محکم باشی .

 - روح و روانت را پرورش دهی .

 - به دنبال وحی و الهام باشی .

 - به یک موزیک زیبا گوش کنی .

 - پری داستانها را باور داشته باشی .

 - این واقعیت را درک کنی که بعضی مواقع رویاها به واقعیت می پیوندد.

 - باور داشته باشی که فرشته ای داری که از تو محافظت می کند.

 - درخشش و گرمی نور خورشید را به صورت خود احساس کنی .

 - بخندی و درصدد خنداندن دیگران باشی .

 - همواره امیدوار باشی .

 - هر آنچه را دوست داری با تمام وجودت دوست داشته باشی .

 - ومهم تر از همه این که : به من قول بدهی آن طور باشی که دوست داری من برای تو باشم .

منبع :مجله موفقیت

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 19:25  توسط فرانسیس  | 

موج سوم :

 

 چيزي بيش از اشراق نسبت به آينده است. تجزيه و تحليلي است بسيار درخشان از نيروهايي كه تمدن ما را تشكيل داده اند.

موج سوم : سعي دارد ما را براي انتقال صلح آميز به جامعه اي معقول تر و خردمندانه تر آماده سازد.

موج سوم : بينش ما را نسبت به خودمان، و نسبت به جهان اطرافمان دگرگون خواهد ساخت.

همانگونه كه انقلاب صنعتي باعث ويراني ساختارهاي نظام كشاورزي شد، انقلاب الكترونيك نيز ساختارهاي نظام صنعتي را متلاشي خواهد كرد و بحران جهان كنوني نيز ناشي از اين انتقال است.

در عصري كه زندگي مي كنيم تمدني نوين در حال تكوين است و انسانهاي بي بصيرت در همه جا سعي دارند آن را سركوب نمايند. اين تمدن با خود اشكال جديد خانواده، كار و عشق ورزيدن و زندگي، نظام جديد اقتصادي، تعارضات جديد سياسي و مهمتر از همه آگاهي دگرگون يافته اي به همراه خواهد آورد. عناصر اين تمدن نوين امروزه وجود دارند. ميليونها افراد هم اكنون زندگيشان را با نواي فردا هم آهنگ كرده اند.

ديگران وحشت از آينده، نوميدانه و عبث به گذشته پناه برده اند و سعي دارند دنياي رو به مرگي را كه به آنها حيات بخشيده است از نو زنده كنند.

 منبع :

 

کتاب موج سوم

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 19:22  توسط فرانسیس  | 

جملاتی از آنتونی رابینز الگوی من
 
زندگی خود را به صورت شاهکاری بی همتا در آورید

شما نیز مانند سایر افراد موفق٬ می توانید به سوی کامیابی گام بردارید.

میتوانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید.

میتوانید پدر یا مادری بهتر٬ دوستی صمیمی تر ٬ همسری شایسته تر ٬ بازرگانی موفق تر ٬ مدیری کاردانتر یا قهرمانی نیرومند تر باشید.

میتوانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص فوراً صمیمی شوید.

میتوانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.

میتوانید به کمک پنج کلید طلایی٬ به ثروت و خوشبختی برسید.

میتوانید ترس٬ نگرانی٬ افسردگی٬ و یا هر نوع عادت نامطلوب را از خود دور کنید.

میتوانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش عبور کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 16:32  توسط فرانسیس  | 

مجلس با نام گلدكوئيست مشكلي ندارد و هر شركتي با رعايت قواعد و قانون مصوب مجلس مي‌‏تواند فعاليت كند
يك عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس هفتم گفت: مجلس با نام گلدكوئيست مشكلي ندارد و هر شركتي مي‌‏تواند در ايران با رعايت قواعد و قانون مصوب مجلس در اين زمينه فعاليت كند . عزت الله يوسفيان، نماينده آمل در مجلس هفتم با اشاره به سفر قريب الوقوع مديران گلدكوئيست به ايران براي انجام مذاكره و دريافت مجوز فعاليت در كشور به خبرنگار "ايلنا"، گفت: هر شركت خارجي براي سرمايه گذاري بايد مطابق قانون سرمايه گذاري تجارت خارجي مصوب سال1382مجمع تشخيص مصلحت نظام، مقررات قانون كار تامين اجتماعي و قواعد تعيين شده فعاليت كند و فرقي ميان شركت گلدكوئيست و سايرين وجود ندارد و همه مي‌‏توانند در كشور سرمايه گذاري كنند. وي با بيان اين كه براي سرمايه گذاري هر شركت خارجي، اين شركت‌‏ها بايد ضمن تنظيم رابطه خود با كارگر و كار فرما , متصديان فروش و دولت از وضعيت هرمي خارج شوند، خاطر نشان كرد: مجلس به اسم و نام گلدكوئيست حساسيت ندارد اگر تصميمي گرفته شد براي از اين پس است و بايد به تمامي موارد گذشته رسيدگي شود.

منبع : خبرگزاري كار ايران

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 16:29  توسط فرانسیس  | 

چگونه سازمان خود را بزرگ بسازیم

How to build an organization

در واقع چگونه می توانم سازمان خودم را در طول کار پشتیبانی و حمایت کنم و لیدرهای خود را تحت نظارت قرار دهم . یاد داشته باشید که سازمان شما از خود شما شروع می شود .

اگر قرار است چیزی آغاز شود ، از خود من آغاز می شود .

If it's to be, it's up to me

ابتدا تمام مجموعه های بالاسر و افراد بالاسر خود را فراموش کنید و فقط به فکر سازمان خودتان باشید . اکنون که ورودی گرفته اید و تعداد آنها آرام آرام افزایش می یابد ، این سوال را از خود بپرسید که چگونه می توانم به اعضای زیر مجموعه ی خود برای رشد سازمانم کمک کنم ؟ شما می بایست از یک فرمول ویژه استفاده کنید . عذر می خواهم ، اما فرض کنید که می خواهید به یک خرس یا گربه بیاموزید که بنشیند . آیا می دانید که چگونه می توان به یک خرس نشستن را یاد داد ؟ نمی توانید فقط بگویید ، بنشین ، بنشین ، بنشین و خرس هم گوش کند و بنشیند . فقط باید با خرس بنشینید تا او هم از حرکت شما یاد بگیرد که نشستن چگونه است .

پس با لیدرهای خود وقت صرف کنید و با آنها بنشینید و پا شوید و آنها را همراه خود به جلسات مختلف ببرید و اجازه بدهید آنها کم کم آموزش دادن و در دست گرفتن جلسات و برگزاری و هدایت آنها را بیاموزد .

پس می بایست :

تفاوت آموزش و تمرین را درک کنید .

There is different between teaching and training

به جای آنکه به لیدرهای خود بگویید این ها را یاد بگیر و بعد هم او را تنها بگذارید ، می بایست ابتدا به آنها مطلب را بگویید و بارها و بارها با او تمرین کنید تا بیاموزد . پس ، بارها و بارها با مجموعه ی خود و لیدرها تمرین کنید . شاید بارها هم شکست بخورید ولی این کار را ادامه بدهید ، تمرین یعنی تکرار ، تکرار ، تکرار ، تکرار ... تا در نهایت مطالب جزء طبیعت دوم آنها شود.

تمرین کردن نه این است که یک بار مطلبی را بگویید . آنقدر باید تمرین کنید تا مسئله برای آنها مثل آب خوردن شود . شاید برای گفتن صحیح یک جمله از کاتالوگ مجبور باشید 30 دفعه آن را تکرار کنید تا آن را کاملاً صحیح بگوید . نباید هیچ اشتباهی داشته باشید ، چون اگر شما یک اشتباه بکنید ، زیر مجموعه های شما آن اشتباه را بارها و بارها انجام داده و پس از مدتی در سطوح پایین تر سازمان شما ، اصلاً ماهیت جمله ی مذکور تغییر کرده است . از اینکه تمرین می کنید خسته نشوید . بنده به مدت یک هفته صبح تا شب ، هر جا که بودم ، حتی در تاکسی یا پای پیاده صفحات کاتالوگ را تمرین می کردم . به جلسات مختلفی می رفتم که ربطی به مجموعه ی من نداشت ، ولی می بایست موقعیت تمرین را برای خود ایجاد می کردم . پس اگر هنوز به تجارت مسلط نشدید ، لیدر خود را بچسبید و از او بخواهید با شما تمرین کند . همین کار را با زیر مجموعه های خود بکنید .

به تمام کسانی که توسط شما وارد سیستم می شوند تعهد بدهید که برای ورودی گرفتن به آنها کمک می کنید .

هیچ فرقی نمی کند که با ورودی مستقیم خود تمرین کنید تا لیدر شود یا در رده های پایین تر با فردی تمرین کنید که حتی شاید او را مستقیماً نشناسید ( ورودی غیر مستقیم ) . این اقدام شما یعنی ایجاد یک سازمان قدرتمند . نگویید که بروید خودتان یاد بگیرید ، به من ربطی ندارد . بلکه همراه با آنها باشید . خود کمپانی و همچنین V-TEAM تعداد بیشماری جلسات تمرین برپا کرد تا امروز که موفقیت را لمس می کند . خواهش می کنم از ذهن خود این نکته را خارج کنید که شما یک فروشنده یا بازاریاب هستید . به فکر تجارت خود باشید . سازمان ایجاد کنید . در این Business قرار است که محصولات فروخته شود ، ولی فروش این محصولات به سبب همین تجارتی است که شما اکنون آن را انجام می دهید . پس به تجارت خود بیندیشید ، نه به فروش محصول . یک ماه به مسافرت نروید تا ببینید که چقدر درآمد کسب خواهید کرد .

آیا می دانید فرق شما با کارمند اداره چیست ؟ کارمند اداره درباره اصلاح کارها و فشارها و مشکلات یک اداره زحمت می کشد ولی این تجارت ، تجارت خود شماست و سازمان شما از خود شما آغاز می شود . متعلق به شماست . هر چقدر به آن بیشتر احترام بگذارید به اهداف خود در زندگی احترام قائل شده اید . هر چقدر جدی تر باشید ، نتیجه آن را چند برابر خواهید دید . روزی 7 تا 8 ساعت راجع به تجارت خود صحبت کنید و با کار خود درآمد کسب کنید . نسبت به جزوه ها و آموزش ها و جلسات هفتگی و جلسات پرزنت تعلق خاطر داشته باشید تا از کار خود لذت ببرید .

زمان ، زمان شماست . هر حرکت مثبت یا منفی شما بر سازمان شما تاثیر می گذارد . پس نکات مثبت خود را تقویت کنید و بر طبق تجربه ای که کسب می کنید ، نکات منفی خود را اصلاح کنید .

خستگی ، خستگی شماست و درآمدها نیز حق الزحمه آن است و هر گلی زدید به سر خود زدید ، خیلی ها از من می پرسند : هی فلانی ، یعنی می گی روزی 8 تا 10 ساعت کار کنم و تمرین و با مجموعه باشم . پاسخ من این است که ؛ بله همینطور است . چون این انتخاب من است و برای انتخاب خودم ارزش قائلم . اگر یک ربع در روز کار کنم ، خودم انتخاب کردم ، اگر 10 ساعت کار کنم باز هم خودم انتخاب کرده ام .

زندگی سلف سرویس است ، هر چه می خواهی ، خودت برو بردار .

پس می بینید که یکی از جذابیت های این کار ، همین حق انتخاب است . این شما هستید که انتخاب می کنید چه کسی را وارد سیستم می کنید . این شما هستید که انتخاب می کنید در هر جلسه معرفی چند نفر را پرزنت کنید . ولی بدانید که بهترین روش پرزنت ، پرزنت یک نفره در فضایی مناسب است که V-TEAM سخت به آن معتقد است .سازمان خود را دلگرم ( Caddy ) کنید . اصول مدیریت یک دقیقه ای را بیاموزید .

متشکرم به خاطر تلاش خوب تو .

از تو انتظار این کار را نداشتم

تشویق و تنبیه یک دقیقه ای را به کار ببندید . انسانهای گوناگونی با روحیات مختلف وارد مجموعه ی شما می شوند . پس با صبر و متانت فقط سعی کنید راه را برای آنها روشن کنید و اهمیت کار را به آنها گوشزد نمایید . به آنها تعهد بدهید که آنها را حمایت می کنید و از آنها تعهد بگیرید که نسبت به کار خود جدی باشند . با هم باشید و اطلاعات را رد و بدل کنید .

من 20 امتیاز اطلاعات دارم و تو 10 امتیاز اطلاعات . بیا با هم وقت صرف کنیم و تمرین کنیم ، چون در پایان این مدت من و تو با هم هر کدام 30 امتیاز اطلاعات داریم . آیا متوجه ثروت شدید . ثروت شما اطلاعات شماست و زمان و انرژی که برای یادگیری آن صرف کردید .

این تجارتی است که افراد مجموعه نباید لحظه ای یکدیگر را تنها بگذارند و از هم جدا باشند .

This is a business of impartation

http://qomteam.blogfa.com منبع:

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 16:22  توسط فرانسیس  | 

تا حالا این جملات قصار روحی را شنیده اید

۱-اگر فكر مي كنيد بهاي اهدافتان گران است منتظربمانيد ،تا صورتحساب تلاش نكردنتان برسد !!
(
پس بچه ها بیاییم با هم برای اهدافمان تلاش کنیم تا صورتحسابمان نیاید .پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است)

2بسياري از عقيده ها همچون شيشه ي پنجره است؛ از پشت آن حقيقت را مي بينيم، اما همان شيشه ما را از آن جدا مي كند.
(
بیایید به عقایدمان پایبند باشیم و از انها کسی یا چیزی نتواند ما را جدا کند)

۳-تا بدي نباشد هيچ خوبي تحقق پيدا نمي کند تا بي مهري پيدا نشود منزلت عشق مشهود نيست
مثل دنياي ما که باوجود کافرانش شکوه ايمان مومن تثبيت ميشود وتجلي مي يابد و تا شکست و باختي نباشد پيروزي وبردي پديدار نمي شود شکست مثل آينه اي است که نقصان وکاستي هاي مارا
و بزرگي مي گفت شکست هايم بهترين دوستم درزندگي بوده است چون مرا به بالا ترين قلل موفقيت رسانيده اند و ياد گرفتم که بزرگترين دشمنم خستگي و نا اميدي است .با آانکه خداوند کريم است ورحيم
گندم ندهد بار چو جو مي کاريم(پس بیاییم مقابل بدیها قد علم نکنیم باید با انها هر جوری شده خوب تا کنیم تا انها خودشان خوب شوند.اگر تلاش کنید میتوانید جو موجود را به نفع خودمان عوض کنیم اما نه سریع چون عجله کار شیطونه)

۴-ديروز را چون خيالي پندار که گران بهاترين تجربه را به تو بخشيده و بس . امروز از خواب برخيز و با فراموشي کابوس ديشب با خردمندي گام بردار . تجربه يگانه معلمي است که نخست آزمون مي گيرد و سپس تعليم مي دهد . پس او را گران بها دان و به جاي افسوس ، از آن به نحوي شايسته بياموز (بچه ها باید و باید و باید از تجربیات خود به نحو احسند در راه رسیدن به سقف درامدی استفاده کنیم و میتونیم به بحثهای بی مورد از تجربیات هم در حال و گذشته برای رسیدن هر چه سریعتر به اهدافمان سود ببریم.پس بیایید با هم اتحاد داشته باشیم)

۵-چشم يك روز گفت: من در آن سوي دره ها كوهي را مي بينم كه از مه پوشيده است. اين زيبا نيست؟
گوش لحظه اي خوب گوش داد, سپس گفت: پس كوه كچاست؟ من كوهي نمي شنوم.
آنگاه دست درآمد و گفت: من بيهوده مي كوشم آن كوه را لمس كنم, من كوهي نمي يابم.
بيني گفت: كوهي در كار نيست. من او را نمي بويم.
آنگاه چشم به سوي ديگري چرخيد و همه درباره وَهمِ شگفتِ چشم گرمِ گفت و گو شدند و گفتند: اين چشم يك جاي كارش خراب است.(چیزهایی را که ما میبینیم کسانی که به ما خورده میگیرند هیچگاه نمیبینند پس نگران نباشید مشکل از کار ما نیست بلکه مشکل از خودشان است و روزی میبینند)

۶-کسي که سوال مي پرسد 5 دقيق احمق است اما کسي که سوال نمي پرسد براي هميشه احمق است .برگرفته از کتاب پدران و فرزندان و نواها پائلو (هرچیزی در مورد کارتان پیش امد سریع در موردش شروع به پرس وجو و دنبال گرفتن جواب باشید.این جوابها ایمان شما را بالا میبرد و باعث پیشرفتتان میشود)

بهترين نوع ايمان آن است كه بداني هر جا هستي خدا با تو است.
(
حضرت محمّد (ص) )

http://www.garmsarquest.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 16:16  توسط فرانسیس  | 

یک کوئستر موفق ........

با سلام به دوستان گلدکوئستی خودم

به همتون خسته نباشید میگم و امیدوارم هر روز که میگذره افرادی با نشاط تر ، هدفمند تر و موفق تر در کار و زندگی باشید.من میخوام چند تا از خصوصیات یک کوئستر موفق رو بگم . میتونید شما هم خودتونو مقایسه کنید:

1- یک کوئستر موفق اهداف زندگیش را بطور دقیق روی کاغذ می نویسید چرا؟ زیرا اولین قدم برای شروع اینکار تعیین هدف است. برای کشتی که هدفی نداشته باشد باد موافق و مخالف بی معنی است.

2- یک کوئستر موفق هر روز نسبت به روز گذشته اطلاعاتش را در زمینه کارش بالا میبرد زیرا سرمایه واقعی در اینکاراطلاعات است . در موج سوم فقیر کسی است که اطلاعات نداشته باشد.

3- یک کوئستر موفق برای کار کردن بایستی فرد متعهدی نسبت به اهداف و زیر مجموعه هایش باشد در غیر اینصورت شکست خواهد خورد.

4- یک کوئستر موفق هیچگاه وقت خود را صرف کارهای بی ارزش نمیکند چون در این حرفه هر چقدر وقت بیشتری صرف کند موفقیت بیشتری بدست خواهد آورد .

5- یک کوئستر موفق سعی میکند روز بروز در رفتار خود تجدید نظر کند چون روزی الگوی یک سازمان بزرگ خواهد بود.

6- یک کوئستر موفق همواره در کار خویش صادق است زیرا همه افراد به نوعی به هم سود میرسانند و جائی برای دروغ نمی ماند.

7- یک کوئستر موفق هرگز سراغ افراد زیادی نیست که مجوعه اش را بزرگ کند بلکه فقط این هدیه را به دو نفر از بهترین عزیزانش تقدیم میکند و آموخته هایش را به آنها می آموزد تا آنها نیز چنین کنند.

8- یک کوئستر موفق هرگز واژه ای بنام شکست را در الفبای زندگی خود نمی پذیرد بلکه از شکست بعنوان مقدمه پیروزی یاد میکند.

9- یک کوئستر موفق خدا را هرگز فراموش نمیکند چون روز بروز نسبت به زندگی امیدوارتر میشود و میفهمد که خدا چقدر او را دوست داشته که این کار ارزشمند را در اختیارش گذاشته است.

10- یک کوئستر موفق به راحتی به همنوع خود کمک میکند چون آموخته است که در زندگی به هر آنچه بخواهی می رسی ،بشرط آنکه دیگران را نیز در تحقق اهدافشان یاری کنی.

11-یک کوئستر موفق براحتی تغییر میکند بدین معنی که اگر همان گونه فکر کند که قبلا فکر میکرده نتیجه جدیدی بدست نخواهد آورد.

12-یک کوئستر موفق به خود افتخار میکند زیرا عضو یکی از موفق ترین کمپانی های دنیا شده که امروز در 120 کشور دنیا از او بعنوان پدیده یاد میکنند.

13-یک کوئستر موفق هرگز به کار خود شک نمی کند زیرا هر کس خواسته با این پدیده مواجه شود راهی جز سر تعظیم پیدا نکرده است.

14-یک کوئستر موفق هرگز از توهین و افترا دیگران دلسرد نمی شود زیرا میداند

سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین بشکست قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

15-یک کوئستر موفق به عهد خود وفادار است زیرا مدیون است که زیر مجموعه اش را به سود برساند.

دوست عزیز کوئستر اگر چنین نیستی بدان بایستی در اندیشه ات تجدید نظر کنی . و این از افتخارات دوستانت هست که تو را یاری کنند.

از مخالفت مهراس، چرا که بالها در خلاف باد و نه موافق آن به پرواز در می آیند.

http://qomteam.blogfa.com منبع:

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:21  توسط فرانسیس  | 

 

چرا گلدکوئست مفيد است ؟

آيا دليل مفيد بودن گلدکوئست اين است که همه‌ي مشتريان آن سود مي‌کنند ؟
خير، البته مشتريان گلدکوئست چنان‌چه فعال باشند؛ پس از مدتي، سود قابل توجهي مي‌کنند؛ مثلا تا سقف ۱۵۰۰۰ دلار در هفته، اما هميشه و در همه‌ی مشاغل، عده‌اي هم وجود دارند که به دلايل مختلفي مثل جدي نگرفتن کار، تنبلي، آموزش اشتباه و ... به آن سود مطلوب نمي‌رسند. و اصولا سود خوب دليل کافي براي مفيد بودن کار نيست .

آيا دليل مفيد بودن گلدکوئست اين است که ريسک آن پايين است ؟
هرچند با توجه به کم هزينه بودن اين نوع تجارت(مثلا به دفتر و شرکت و سرمايه‌ي شروع بالايي نياز ندارد) و امکان‌پذير بودن آموزش‌هاي آن براي هر کس، ريسکش فوق العاده پايين است؛ اما جواب اين سوال نيز منفي است چون ممکن است شغل کاذبي با وجود ريسک پايين، مضر باشد. آيا اگر ريسک تکدي‌گري پايين باشد؛ آن کار براي جامعه مفيد محسوب مي‌شود؟ واضح است که خير .

آيا دليل مفيد بودن گلدکوئست اين است که اين کار با بازاريابي‌هاي سنتي تفاوت دارد و بيش‌تر افراد به انگيزه‌ي کسب درآمد، جذب اين سيستم مي‌شوند ؟
خير، البته اين کار با بازاريابي‌هاي سنتي، خيلي فرق دارد. و ممکن است که افراد به انگيزه‌ي کسب درآمد، جذب اين سيستم شوند همان‌طور که خيلي‌هاي ديگر به انگيزه‌ي کسب درآمد؛ جذب هر نوع صنف ديگري هم مي‌شوند. و اصولا انگيزه‌ي کسب درآمد، مفيد است اما گفته شود که برخي افراد، شايد تمايل چنداني به خريد خود سکه نداشته باشند و عمده‌ي اهدافشان، همان کسب درآمد باشد. همان‌گونه که نيت و انگيزه‌ي اصلي مردم، در سپرده‌گذاري قرضالحسنه‌ي بانک‌ها، بايد ثواب و فيض مذکور در آيه‌ي «من ذا الذي يقرض الله قرضا حسنا» باشد وگرنه سپرده‌گذاري ديگري را(که سود هم دارد) انتخاب مي‌کنند. اما در عمل کسي چندان به فکر اجر معنوي‌اش نيست و البته تبليغات خود بانک‌ها نيز تاکيدي بر اجر معنوي ندارد بلکه هدف بيشتر مردم، و همين‌طور فشار تبليغاتي بانک‌ها، بر برنده شدن مرسدس بنز الگانس، خودروهاي پژو و سکه‌هاي بهارآزادي و ميلياردها ريال جوايز نقدي و غير نقدي است(که آن‌هم خدا مي‌داند به کي مي‌رسد!!) يا انگيزه‌ي خريد محصولات خوراکي فلان شرکت و نگه داشتن درب قوطي نزد خود! البته در گاوصندوق!!(با کمال استفاده از موقعيت متبرک شده‌ی جغرافيايي-مذهبي شرکت!) به جاي خريد محصولات با کيفيت‌تر از شرکت‌هاي قديمي‌تر و به‌تر، آيا به خاطر کيفيت خود محصول است؟ و آيا نيت خيلي‌ها از خريد کارت ارمغان بهزيستي(لاتاري سابق) کمک به ديگران است؟ و خيلي سوالات ديگر! اما با اين روش‌ها، جهت سرمايه‌گذاري يا خريد يک محصول، ايجاد انگيزه مي‌شود ولو من نوعي، اگر جوايز نبود هرگز سراغشان نمي‌رفتم. (البته خود من به شخصه سرنوشتم را هرگز به قرعه و شانس نمي‌سپارم و جايي سرمايه‌گذاري مي‌کنم و وقت مي‌گذارم که مطمئن باشم اگر خوب کار کنم؛ سود خوبي هم مي‌برم.) گرچه همان هم اشکالي ندارد و درحقيقت براي جامعه مفيد است. اما علت اصلي مفيد بودن گلدکوئست، اين هم نيست .

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که مي‌تواند باعث ورود ارز به کشور هم بشود ؟
گرچه يکي از نتايج رواج کار با اين شرکت (مخصوصا انتقال شاخه‌هايي به خارج از کشور) همان‌طور که قبلا هم توضيح دادم ورود ارز به کشور يا دست‌کم، وارد شدن محصولي است که به مرور زمان ارزشي چندين برابر قيمت اصلي‌اش پيدا مي‌کند؛ اما علت مفيد بودن گلدکوئست، فقط اين قضيه هم نيست. زيرا با صادرات مواد مخدر به خارج از کشور و يا حتي صادر کردن دختران فراري به کشورهاي همسايه نيز امکان دارد که ارز وارد کشور شود(البته منظورم اين نيست که اين کارها درحال حاضر انجام مي‌شوند بلکه فقط مثال زدم!)

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که اين شرکت به تعهداتش عمل مي‌کند ؟
خير، البته «اين شرکت، با کمال ميل به تعهداتش عمل خواهد کرد» و اين يک حسن و مزيت بزرگ، نسبت به بعضي و فقط برخي از شرکت‌هاي خودمان(چه خصوصي، چه دولتي و نيمه دولتي) است که ديده شده به ساده‌ترين تعهداتشان هم عمل نمي‌کنند. اما اين هم نمي‌تواند به تنهايي دليل مفيد بودن گلدکوئست باشد .

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که عضو سازمان تجارت جهاني است و ايران هم به شدت خواستار پيوستن به اين سازمان است ؟
خير، البته اگر ايران به عضويت اين سازمان درآيد؛ مجبور است که به شرکت گلدکوئست اجازه‌ي فعاليت در ايران بدهد. اما نه ايران فعلاً موفق به عضويت شده و نه به اين سادگي به ايران اجازه‌ي عضويت خواهند داد و نه اصولا عضو سازمان تجارت جهاني شدن، دليل کافي براي مفيد بودن است .

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که حاضر بود تا ۳٪ از سودش را به ايران بدهد ؟
خير، البته مقامات ايران قبل از ممنوعيت و تحريم گلدکوئست در ايران، تقاضاي ۱۰٪ سود کرده بودند و چون شرکت زير بار نرفت؛ اين همه ماجرا درست شد اما اگر گلدکوئست حتي صددرصد سودش را هم دو دستي به ايران تقديم کند؛ باز هم تنها دليل مفيد بودنش اين نيست .

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که کمپاني‌هاي بزرگي مثل مايکروسافت، آن را تاييد کرده‌اند ؟ ...
خير، البته اين يک امتياز مثبت است که کمپاني بزرگي مانند مايکروسافت، شرکت گلدکوئست را تاييد نمايند اما آن تاييدها نيز دليل کافي براي مفيد بودن گلدکوئست نمي‌باشد .

آيا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که امضاي ديجيتالي Verisign زير تمام صفحات مالي و حسابرسي سايت شرکت ديده مي‌شود ؟
خير، البته امضاي ديجيتالي Verisign، يک اطمينان خاطر بزرگ براي نقل و انتقالات مالي محسوب مي‌شود؛ اما دليل مفيد بودن اين شرکت فراتر از اين اطمينان خاطر است .

آیا علت مفيد بودن گلدکوئست اين است که طراح و بنيان‌گذارش، آقای دکتر آليس يوحنا(مکيتالو)، ۱۸ سال مشاور مالی سازمان ملل بودند و در حال حاضر هم از مديران بانک آسيايی توسعه(ADB) هستند ؟
خير، هرچند که اين هم امتياز خيلی بزرگی محسوب مي‌شود؛ اما به واقع مفيد بودن يک شرکت به عوامل ديگری بستگی دارد .

پس دليل مفيد بودن گلدکوئست چيست ؟
در گلدکوئست دلايل مختلفي دست به دست هم داده و مفيد بودن اين نوع تجارت را چه از بعد فردي و چه از بعد اجتماعي، تضمين مي‌نمايد :

۱- آموزش تجارت شبکه‌اي يا Network Marketing به افراد، و و جا افتادن فرهنگ آن در جامعه و استفاده از آن براي فروش ساير محصولات مانند صنايع دستي، قالي، رايانه، موتور سيکلت و يا خدماتي مانند توريست، هتل‌داري و ... .
۲- ايجاد خودباوري در افراد و فعال شدن ايشان و غلبه بر تنبلي، چون که در اين سيستم هر کسي فعال‌تر باشد(بدون دخالت شانس و قرعه و لاتاري و روابط و پارتي‌بازي و ...) سود بيش‌تري هم مي‌برد و اين موضوع برايشان قابل لمس مي‌شود که با کمي تلاش، به آن چيزي که مستحقش هستند مي‌رسند و برخلاف گذشته که تمام وقت و انرژي خود را براي به دست آوردن ساده‌ترين مايحتاج‌هايشان، مصرف مي‌کردند و از ابعاد ديگر زندگي(مادي و معنوي) محروم مي‌ماندند و چون پيشرفتي در کارشان حاصل نمي‌شد؛ لذا مايوس و نااميد مي‌گشتند. اما اکنون کار مي‌کنند و سودش را مي‌برند و مي‌توانند پيشرفت کنند به يک خودباوري برسند و از انسان‌هاي مايوس و نااميد و تنبل! تبديل به انسان‌هاي اميدوار و فعال شوند .
۳- اشتغال‌زايي با مبلغ سرمايه‌گذاري کم، يعني اين کار خود به خود باعث اشتغال‌زايي مي‌شود. اگر عَرضه‌ي ديگر محصولات نيز(مخصوصا در کشور خودمان) با اين روش انجام شود که خيلي عالي‌تر هم مي‌شود و چه به‌تر کاري که از کنارش ديگران نيز نان بخورند. گلدکوئست در حقيقت کمک به بهره‌وري مملکت از طريق قرار گرفتن افراد در تخصص خودشان است. چون اغلب افراد، با حل شدن مشکلات مالي که تاکنون داشتند؛ راحت‌تر مي‌توانند در تخصص مورد علاقه‌شان به فعاليت بپردازند و به همان کاري بايد و شايد بپردازند و زمينه‌اي ايجاد مي‌شود تا ايشان در جايگاه اصلي خودشان قرار بگيرند و اين براي جامعه‌ي ما، به مراتب مفيدتر از وضع کنوني‌ است. مثلا وقتي که الکترون در يک اتم، به لايه‌ي بعدي مي‌رود انرژي مي‌گيرد و زماني که به لاله‌ي اصلي‌اش برمي‌گردد انرژي آن به صورت نور آزاد مي‌گردد و مورد استفاده قرار مي‌گيرد .
۴- خريد و ورود يک محصول با ارزش، که هم ارزش سمبليک دارد و هم مستهلک نمي‌شود و به مرور زمان مرغوب‌تر و گران‌تر هم مي‌شود .
۵- ايجاد يک محيط فرهنگي و آموزشي، چون کار تجارت شبکه‌اي برپايه‌ي کار گروهي يا Team Work است و بالاسري‌ها، دائماً در حال حمايت و آموزش زيرمجموعه‌هايشان مي‌باشند و تجربياتشان را با کمال ميل! در اختيار ديگران قرار مي‌دهند؛ پس ميتينگ‌هاي دوستانه و در عين حال جدي‌اي برگزار مي‌شود که همه‌ي افراد به قصد کار، وارد آن شده‌اند(نه عيش و طرب و اتلاف وقت) و همين آشنايي‌ها با يکديگر و يافتن دوستان جديدي که اغلب تحصيل‌کرده و فعال هم هستند و چه بسا در ديگر امور زندگي هم از تجربيات هم استفاده کنند؛ از نظر فرهنگي و آموزشي تاثير مثبتي روي افراد جامعه و طبعاْ خود جامعه دارد .
۶- خروج شاخه‌ها از ايران و بازگشت سرمايه‌ها، که مي‌دانيم براي خريد سکه‌ها مقداري سرمايه از مملکت خارج مي‌شود البته در مقابلش سکه دريافت مي‌کنيم اما بدون درنظر گرفتن آن نيز مي‌توان اميدوار بود که با خروج هر شاخه از ايران، آن سرمايه، به شکل پورسانت و حتي بيش‌تر وارد مملکت مي‌شود(مثل فيليپين)
۷- بالا رفتن سطح توانايي‌هاي فردي که گذشته از فوايد مالي، همان‌طور که گفتم هر کس پس از يک سال فعاليت در گلدکوئست، تبديل به يک انسان فعال، باحوصله، صبور و در عين حال مدير مي‌شود. اين شخص در هرکار ديگري هم که برود موفق خواهد شد. اين شخص، ترسي از شنيدن کلمه‌ی «نه» از ديگران ندارد(که اگر دقت شود؛ همين ترس، در اغلب امور زندگی‌مان مانع پيش‌رفتمان شده است) اين شخص به جاي غرق شدن در مشکلاتش، به راه‌حل‌ها مي‌انديشد. امواج منفي به راحتي نمي‌توانند اهدافش را متزلزل سازند. مي‌تواند بدون ترس حرکت کند. از به انتظار معجزه نشستن در منزل تنفر دارد. اين شخص هميشه بدون آن‌که ناشکر باشد؛ مي‌داند که اگر همان اندازه کارهايي را انجام دهد که هميشه انجام داده؛ پس همان چيزهايي را به دست مي‌آورد که تاکنون به دست آورده و مي‌داند آن‌چه که او را به موفقيت رسانده؛ براي حفظ آن کافي نيست و خيلي چيزهاي ديگر ياد مي‌گيرد که مفيدند و در تمام امور زندگی به کارش مي‌آيد .

به عقيده‌ي شما، يک کار با اين سرمايه‌گذاري و ريسک اندک، تا چه اندازه‌اي بايد مفيد باشد که گلدکوئست نيست؛ اگر بخواهيم انصاف بيش‌تري به خرج دهيم بايد جسورانه اعلام کنيم که گلدکوئست يک پديده است

با تشکر از وبلاگ تجارت شبکه ای

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:10  توسط فرانسیس  | 

واقعا از دست‌هاي غير اصولي بپرهيزيد
متاسفانه به محض اين‌که اندکي دولت در قبال گلدکوئست، کوتاه مي‌آيد؛ شاهد رشد دست‌هاي غير اصولي مي‌شويم که اين موضوع اصلا خوش‌آيند نيست. گسترش دست‌هاي غير اصولي از هر لحاظ «مضر» است. اصولا هر کاري، استراتژي‌هاي خاص خودش دارد و چنان‌چه رعايت نشوند؛ نه تنها موفقيت‌آميز نيستند؛ بل‌که مي‌توانند براي ديگران نيز مضر و خطرناک شوند. بنده اجازه مي‌خواهم تا ۹ مشخصه از مشخصات دست‌هاي غير اصولي را خدمتتان عرض کنم. هر دستي که يک يا چند مشخصه‌ي زير را داشته باشد قطعا غير اصولي است و مراقب باشيد تا به دام آن‌ها گرفتار نشويد دوستان اگر مشخصات بيش‌تري خاطرشان هست لطفا به ما هم بفرمايند :
 
۱- کسي که شما را دعوت مي‌کند؛ از آشنايان شما نباشد: مطمئنا کساني در اين سيستم موفق مي‌شوند که با افراد تحت نفوذشان(مثل خانواده و دوستان نزديک يا صميمي) کار کنند. البته اگر کسي به اين کار ايمان نداشته باشد؛ قطعا ترجيح مي‌دهد که غريبه‌ها را واردش نمايد. در يک دست اصولي، بالاسري باور دارد و مطمئن است که اين يک سيستم سودده مي‌باشد؛ و چون مي‌خواهد خودش به سود برسد و دو نفر از عزيزانش نيز به سود برسد؛ هرگز سراغ غريبه‌ها نمي‌رود .

۲- دعوت کننده، خودش شخصا طرح را برايتان توضيح دهد: از آن‌جا که در يک دست اصولي، افراد از سمت بالاسري‌ها حمايت کامل مي‌شوند لذا اشخاص تازه وارد، هرگز خودشان شخصا کار معرفي را انجام نمي‌دهند و اين را بر عهده‌ي بالاسري‌هاي باتجربه‌تر مي‌گذارند و افراد بالاسري، از آن‌جا که سود زيرمجموعه‌هايشان تضميني بر سود خودشان است؛ لذا با کمال ميل و بدون منت اين کار را براي زيرمجموعه‌ها انجام مي‌دهند .

۳- دعوت کننده از روش‌هاي سنتي مثل بيلبرد، آگهي، اينترنت، وبلاگ و ... براي تبليغات و جذب افراد جديد استفاده نمايد: تبليغات سنتي در سيستم نت‌ورک مارکتينگ منسوخ شده است. اگر تبليغات در اين کار موثرتر بود؛ خود کمپاني اين کار را انجام مي‌داد. لذا دست‌هاي اصولي هرگز از تبليغات سنتي استفاده نمي‌کنند و نيازي به آن ندارند .

۴- مراسم معرفي کار به صورت گروهي(البته در ايران) برگزار شود: بيش از پنجاه سال تجربه در کار نت‌ورک مارکتينگ مي‌گويد جلساتي که افراد به صورت تکي دعوت مي‌شوند به مراتب نسبت به جلسات گروهي، موثرتر است. در دست‌هاي غير اصولي از آن‌جا که آموزشي در کار نيست؛ کارشان بر اساس تمرکز است؛ لذا تعداد کمي هستند که از مهارت در معرفي (پرزنتيشن) برخوردارند و هميشه از اين لحاظ در مضيقه قرار دارند و جهت صرفه‌جويي در وقت (از روي اجبار و يا عدم توجيه!) جلسات پرزنت گروهي برگزار مي‌شود. اما در دست‌هاي اصولي چون که کار بر اساس تکثير است لذا آموزش‌ها از مهم‌ترين فاکتورهاي موفقيت در اين دست‌ها محسوب مي‌شوند. افراد سعي مي‌کنند که روش معرفي کار را بياموزند و به زير مجموعه‌هاي خودشان آموزش بدهند و به طور متوسط از هر ۷ نفر اعضاء، يک پرزنتر (کسي که توانايي معرفي کار به طور کامل و اصولي را دارد) وجود دارد. چنان‌چه پرزنتر را سرشاخه فرض کنيم، دو نفر زير دستش و زير دست هر کدام از آن دو نفر، چهار نفر در انتها قرار مي‌گيرد که بايد هر کدام دو نفر را به زيرمجموعه‌ي خودشان وارد کنند. پس پرزنتر با صرف کم‌تر از چهار ساعت در روز مي‌تواند براي هرکدامشان هفته‌اي چهار پرزنت، برگزار نمايد. لذا در دست‌هاي اصولي نيازي به برگزاري جلسات پرزنت گروهي حس نمي‌شود. البته ممکن است عده‌اي اشکال کنند که «چرا در خارج از ايران جلسات پرزنت گروهي توسط خود کمپاني برگزار مي‌شود؟» پاسخ اين است که خود کمپاني نيز معتقد است که جلسات غيرگروهي موثرترند و البته در شرايطي پرزنت‌هاي گروهي نيز امکان‌پذير است اما آن‌چه که تجربه در ايران نشان داده؛ پرزنت‌هاي گروهي «فعلا» در «ايران» کارايي ندارند و دست‌هاي اصولي اين موضوع را مي‌دانند و خوب رعايت مي‌کنند .

۵- معرفي در اماکن گران‌قيمت مانند هتل‌هاي چند ستاره‌اي انجام شود: افرادي که در دست‌هاي اصولي آموزش مي‌بينند مي‌دانند که بايد کار را به ساده‌ترين وجه ممکن انجام داد. براي معرفي گلدکوئست، به راحتي مي‌توانند از محل زندگي خودشان يا محل زندگي دوستانشان يا يک کافي‌شاپ معمولي استفاده کنند. اين کار باعث مي‌شود که شخص دعوت شده، با خيالي راحت بگويد که من هم مي‌توانم اين کار را انجام دهم و من هم مي‌توانم با داشتن يک جلد کاتالوگ، و با يک قلم و کاغذ در خانه‌ي خودم يا خانه‌ي دوستم، يا در يک کافي‌شاپ معمولي، کارم را به دو نفر از دوستانم معرفي کنم و براي خودم درآمدزايي داشته باشم .

۶- به شما بگويند که يک کار بسيار راحتي است که ظرف مدت کوتاهي پول‌دار مي‌شويد: نت‌ورک مارکتينگ(حداقل گلدکوئست) آموزش‌هاي ساده‌اي دارد که لزوما نيازي به استعدادهاي خاص يا تحصيلاتي بالا ندارد. اما در عين حال کار راحت و بي‌دردسري هم نيست و لازم است که وقت و انرژي روي آن گذاشته شود. کساني که در اين کار، وقت و انرژي نگذارد؛ پس از ورود به سيستم سود چنداني نخواهند کرد. در اين سيستم حداقل بايد به مدت يک‌سال زحمت کشيد تا پول‌دار شد. اين سيستم راه سريعي براي پول‌دار شدن نيست؛ بل‌که راهي مطمئن است. کساني که اين موضوع را نمي‌دانند؛ لذا از لحاظ آموزشي ضعيف هستند و اگر مي‌دانند اما عمل نمي‌کنند؛ پس اصل صداقت را زير پا گذاشته‌اند و ورود به دست ايشان اصلا توصيه نمي‌شود .

۷- به شما بگويند که يک سکه بخر و پولدار بشو. پول از تو و کار از ما: راز موفقيت در اين سيستم اين است که هر کس  دو نفر و تنها دو نفر را وارد اين مجموعه کند. (نه بيشتر!) يعني زماني که شما دو نفرتان را از ميان به‌ترين دوستان يا خويشاوندانتان وارد نموديد؛ سپس موظفيد که به ايشان کمک کنيد و آموزش‌هاي لازم را بدهيد تا ايشان هم مثل شما بتوانند دو نفر از به‌ترين دوستان و خويشاوندانشان را ورودي کنند. شما پله به پله تمام آموزش‌هايي که از بالاسري‌تان مي‌گيريد را به اين دو نفر منتقل مي‌کنيد و ايشان نيز همين کار را با دو نفرهايشان مي‌کنند. شما تا مي‌توانيد دو از نفرتان در اين کار حمايت مي‌کنيد. همان‌طوري که بالاسريتان از شما حمايت کرد. و پس از مدتي مي‌بينيد که يک مجموعه‌ي چندهزار نفري داريد و هفته‌اي پنج تا پانزده هزار دلار پورسانت دريافت مي‌کنيد. کامپيوتري که پورسانت‌هاي هفتگي شما را محاسبه و به حساب شما واريز مي‌کند؛ برايش فرقي ندارد که افراد جديد را خودتان آورده باشيد يا اين‌که آن‌ها را اعضاي زيرمجموعه‌تان آورده باشند. پس نيازي نيست که شما مرتب دنبال افراد جديد بگرديد(نبايد اين کار را بکنيد!) در مجموعه‌هاي اصولي افراد، انرژي و پتانسيل خود را صرف دو نفرهاي خودشان مي‌کنند و ايشان را حمايت مي‌کنند تا دو را پيدا کنند. اين کار کمي صبر و حوصله و ميزان معقولي وقت و انرژي مي‌خواهد اما مطمئن خواهيد بود که شما به جاي دريافت سودي کم و مقطعي، سال‌هاي سال پورسانت‌هاي عالي دريافت مي‌کنيد. پس هرگز در دست‌هاي اصولي، به شما اين را نخواهند گفت که «فقط يک سکه بخر و پولدار بشو ... پول از شما و کار از ما ! »

۸- به شما بگويند بيا و تا مي‌تواني افراد جديد را به زير مجموعه‌ات معرفي کن تا پورسانت‌هاي بيش‌تري بگيري: همان‌طور که در مورد قبلي توضيح دادم در يک دست اصولي، هرگز بالاسري به طور معمول دنبال افراد جديد براي زيرمجموعه‌ي شما نمي‌گردد بل‌که از شما حمايت مي‌کند تا بتوانيد دو نفر از دوستان صميمي يا خويشاوندانتان را وارد اين مجموعه کنيد لذا شما هم نبايد هر روز دنبال ورودي‌هاي جديد باشيد. بل‌که فقط دو نفر! و با همان دو نفر و حمايت از آن دو نفر و آموزش دو نفر، موفق خواهيد شد. و اين(محدوديت نفر گرفتن) اولين استراتژي است .

۹- از پک آموزشي خبري نباشد: در دست‌هاي اصولي، شخص تازه‌وارد توسط بالاسري‌ها آموزش مي‌بيند و يک بسته‌ي آموزشي در همان ابتداي ورود دريافت مي‌کنند که معمولا شامل سه کتاب (حکايت دولت و فرزانگي، قورباغه را قورت بده، چه کسي پنير مرا برداشته است)، يک پاپکو، يک جزوه‌ي سيمي شده، يک جزوه‌ي سيمي نشده و حداقل هشت CD آموزشي (۶ CD مربوط به خوزه سالوادور فابرگاس(جو) و CD عدد مربوط به پاتما است) و اگر معرف نسبت به اين‌ها اظهار بي‌اطلاعي نمود پس دستش غير اصولي است. اين کار يک سري استراتژي‌هايي دارد که با تجارت‌هاي سنتي تفاوت زيادي دارد. البته آموزش استراتژي‌هاي اين کار نسبت به استراتژي تجارت‌هاي سنتي بسيار ساده‌تر است. اين تجارت يک سري آموزش‌هاي مقدماتي و تکميلي دارد. به عنوان مثال در آموزش‌هاي مقدماتي شما ياد مي‌گيرد که :

- اهدافتان از ورود به اين سيستم را طبقه‌بندي نماييد .
- از ميان تمام دوستان، اقوام و خويشاوندان کدام دو نفر را در اولويت قرار بدهيد که با يک معرفي درست و پيگيري اصولي وارد مجموعه بشوند .
- چطور بتوانيد آن دو نفر را تک به تک، به جلسه‌ي پرزنت(معرفي) بياوريد .
- پس از پرزنت چطور بتوانيد به آبجکشن‌ها(ايرادات) ايشان پاسخ بدهيد و ديد ايشان را که به خاطر جو منفي جامعه، منفي شده است؛ مثبت کنيد .
- نکاتي ساده و در عين حال مهمي در زمينه‌ي روان‌شناسي ياد مي‌گيريد .
- اگر دوستتان تصميم به ورود گرفت چطور بتوانيد با بررسي اهدافش در او ايجاد تعهد نماييد .
- چطور بتوانيد به دوستتان آموزش بدهيد و از او در گرفتن دو نفرهايش حمايت کنيد .
- چطور بتوانيد مجموعه‌ي خود را طوري راه‌بري کنيد که آموزش‌ها اولويتشان را از دست ندهند
http://sharifquest.persianblog.com/
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 14:53  توسط فرانسیس  | 

4اصل مهم در کوئست نت

 

برای ساختن یک پایه بزرگ در شرکت QUEST NET باید 4 اصل مهم رو در نظر بگیرید.

تجربه من توی این 5 سال و سفرهای زیادی که رفتم در مورد این کار متوجه شدم که خود بخش آموزش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده متدهای زیادی هستند و سر درگمی های زیادی وجود دارند .کتابهای مختلف می خونید .تو این 5 سال کنار leader های بزگی بودم مثل جزف بیسمارک ، vj و.... کتابهای زیادی خوندم جلسات زیادی شرکت کردم .هر چه یاد گرفتم خلاصه کردم به یک متد 4 اصله .

تو 60 سال گذشته که صنعت network marketing از سال 1979 شروع شده ابزارهای زیادی وجود نداشت برای در یافت جریانی از اطلاعات .ولی آلان هر کتابخانه که میرید یک بخش اختصاص به network marketing وجود دارد که اطلاعات از a….z در آن وجود دارد ولی یه شکل بزرگ وجود داره که filter در این مورد وجود ندارد که این متدها را استفاده کنید یا نه .کتاب می خونید اگه خوشتون بیاد اعمال میکنید بدون مشورت از leader هاتون که مشکل بزرگی به وجود می آورد .ولی قشنگی کار quest net سادگی این کار است در طول 5 سال گذشته نخواستیم چیزی رو پیچیده کنیم .قصد ما فقط ساده سازی طرح است .

Simple to do

من به جاهای زیادی رفتم تو این 5 سال و جلسات آموزشی برقرار کردم که اونها رو خلاصه کردم به 4 قسمت اصلی .

شما این 4 اصل مهم و پایه اصلی رو احتیاج دارید که یک network خوب بسازید .هر جا که می رفتم از من می پرسیدن راز موفقیت شما چی هست .مردم میگن تو سفر های زیادی می ری و ماشین و خونه خرید ی کلی درآمد ایجاد کردی همه می پرسن راز موفقیت شما چی هست ولی من هیچ جواب مستقیم نداشتم .

موفقیت ها در network marketing به چیزهای زیادی بستگی داره مثلا داشتن یک up line خوب داشتن اطلاعات زیاد و داشتن ابزار آموزشی که استفاده می کنند و .... ولی اگر بخوام خلاصه کنم می رسیم به این مطلب که من network marketing رو از 23 سالگی شروع کردم تازه از مدرسه فارغ التحصیل شده بودم و تازه یک وکیل تازه کار بودم بعد به صورت 24 ساعته کار رو شروع کردم و اعتبار زیادی هم بین دوستانم نداشتم .خیلی جون بودم و حلقه تاثیر پذیری خودم شامل یکسری دانش آموز بود که سرمایه اولیه این کار را نداشتن .مبارزه سختی رو شروع کردم تو 5 سال گذشته بزرگترین ریسک زندگی خودم رو انجام دادم پر از ماجراجویی و یک سازمان بزرگ ساختم با برادرم و تیم جالبی از مردم و هر کسی که منو میبینه می پرسه راز موفقیت شما چیست .همه فکر می کنن راز موفقیت به مهارت بازاریابی یا قدرت بیان یا قدرت متقاعد ساختن مردم است .بعضی ها طرز لباس پوشیدن و ظاهر منو باعث موفقیت می دونن ولی باید بگم برای من پایه اصلی چیز دیگریست ، اینو برای همه network marketer ها بگم که باید این نکته رو خیلی جدی بگیرند . راز موفقیت من خیلی ساده است .

از 1999 تا 2004 راز موفقیت من این بوده که

NEVER SWITCH OFF

خیلی ها می پرسن یعنی چی NEVER SWITCH OFF

خیلی ها از شرکت های مختلف network marketing اومدن و می گن این صنعت جواب نمیده .network marketing کار نمی کنه دیگه جواب نمی ده .میگن ما این کار رو شروع کردیم ولی شکست خوردیم .ما پول گذاشتیم 6 ما زحمت کشیدیم ولی شکست خوردیم .

اینو بگم اولین قانون طلایی صنعت network marketing : نمی تونید شکست بخورید .تو این صنعت شکست غیر ممکن است .تنها راه شکست تو این صنعت این است که بگذاریدش کنار .اگر متوقف بشید پولی در نمی آید اگه متوقف بشید شکست می خورید .خیلی ساده خیلی از مردم 2 هفته کار میکنند با انگیزه و شور و حرارت و بعد از 2 هفته مرخصی میگیرن و بعد 2 هفته کار می کنن و بعد 6 ماه مرخصی و بعد از 11-12 ماه میگن این کار نمی کنه ولی فکر کنید در موردش .میتونید انتظار امپراطوری مولتی بیلیون و صنعت مولتی بیلیون و تیم مولتی بیلیونی از این شرکت داشته باشید با 2-3 هفته سخت کار کردن .اصلا معنی می ده .از هر زاویه نگاه کنید .حقیقت اینه که همه افرادی که در یک دوره مخصوصا در ابتدای کار اونها switch off کردن و یک مرخصی گرفتن و تمرکز خود را از دست دادند .خصوصا در یک سال اول کار .مثلا عروسی نوه عمه همسایه بوده رفتن اونجا و برای 3 ماه قطع شدن یا کاری رو گرفتن و تمرکز از دست دادن .اگر از من بپرسید راز موفقیت من چی بوده از 1999 تا 2004 هرگز switch off نشدم تا امروز .quest net رفته جز سیستم بدن من تو رگ هام جاری هست و من switch off نمی کنم من خیلی استعداد نداشتم اعتبار خاصی نداشتم خیلی آدم مردمی نبودم ولی این نکته مهم را داشتم .مسر بودم و پیوسته کار می کردم .هیچ وقت مرخصی نگرفتم و switch off نکردم و این ساده ترین چیزی هست که باید بدونید در صنعت network marketing خیلی از مردم یک ماه سخت کار می کنند و بعد یک مرخصی 3 ماه می گیرن و این اصلا معنی نداره .VJ که LEADER من هست مردی که توانست quest net را از صفر به اینجا برساند و امروز یکی از بزرگترین شرکت های network marketing در دنیا باشد .به من گفت network marketing مثل هل دادن ماشین هست من مطمئن هستم شما ماشین هل دادین وقتی روشن نمی شه یا بنزین نداره .سخت ترین قسمت هل دادن ماشین اولش هست .خیلی سختی می کشین وقتی چند متر اول را هل می دین .به خاطر اینکه تمام وزن کار روی شماست .سختی می کشید هل می دین و هل می دین بعد از مدتی دیگه لازم نیست کار سختی انجام بدین چرخها راه میوفتن و نیروی حرکت آنی است که به وجود می آید و شما انگشت میگذارید روی ماشین و با اون حرکت می کنید .به این سادگی . اونهایی که تا به حال ماشین هول ندادند به من اعتماد کنند این اتفاق می افته .ولی بسیاری از مردم که وارد این صنعت می شن شیوه متفاوت دارند .اونها ماشین رو 3 متر هول می دن بعد می ایستند باز هل می دن و می ایستن .مطمئن هستم هنوز به 10 متر نرسیده سکته می کنن .به خاطر انکه هر وقت می ایستن می خوان دوباره راه بندازن نیروی زیادی مصرف می کنن برای نیروی حرکت آنی .همیشه سخت ترین قسمت شروع کار است .

گزيده‌ای از كتاب -گفتگويی با بزرگترين بازارياب شبكه‌ای دنيا

گزيده‌ای از كتاب -گفتگويی با بزرگترين بازارياب شبكه‌ای دنياترجمه نیما عربشاهی

برای دریافت اطلاعات بیشتر میتونید با این ID تماس بگیرید.

nima_yjm

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 14:30  توسط فرانسیس  | 

Yahoo: قرارداد شرکت پست چین راه را برای گلدکوئست هموار کرد
خبرها اعلام داشتند که گلدکوئست در ایران برخلاف قانون و بر خلاف اسلام می باشد. اما در خلال این خبرها در تاریخ دوازده نوامبر بخش اخبار سایت یاهو خبری از گلدکوئست ارائه داد که می تواند جالب توجه باشد. این خبر ارائه کنندۀ تعامل این شرکت با شرکت پست کشور چین و ورود آن به بازاری جدید می باشد.

شرکت کلکسیونی هنگ کنگ آن را به دلیل قرار داد چینی خود ضرب می کند

هنگ کنگ (AFP) – ثروت افزایشی چین به صدها کمپانی مترقی هنگ کنگ کمک کرده است. اما یکی از آنها به خاطر رشد اقتصادی چین منحصراً برای آن سکه ضرب می کند.

گلد کوئست قراردادی با CPDC (شرکت تابعه پست) برای فروش سکه های طلا و نقرۀ آن روی وب سایت بزرگ پست امضاء کرد.

هر دو کمپانی امیدوارند با افزایش عطش چینی ها برای کلکسیون ها با کمک یکدیگر سود کسب کنند.

" ما منتظر تنها یک شانس برای راهیابی به چین بودیم و این فرصت مهیا شد و آن را از آن خود کردیم" این را وی جی اسواران (Vijay Eswaran) یکی از اعضای هیئت مدیرۀ گلدکوئست اظهار داشت . وی افزود : " تقریباً تنظیم این قرار داد برای ما دو سال به طول انجامید"

گلدکوئست ، به عنوان بخشی از کمپانی های کوئست اینترنشنال واقع در هنگ کنگ ، سکه های خاص و تازه ضرب شده و دیگر یادگاری های خود را برای فروش مستقیم به مشتری های آنلاین شرکت پست چین تهیه خواهد کرد.

" شرکت پست چین می خواست کسب و کار الکترونیکی خود را رونق بخشد اما به یک شرکت با تجربه برای کمک احتیاج داشت. اینجا بود که ما وارد عرصه شدیم." این را جی آر میر (JR Mayer) یکی از مدیران گلدکوئست گفت.

کمپانی گلدکوئست با بازاریابی سکه ها و مدال هائی که در مایر مینت (Mayer Mint) با 130 سال سابقه در آلمان که هر چیزی را ، از وقایع تاریخی و سمبل پاپ تا بازیگران فیلم ها به رسم یادگاری ضرب می کند خود را توسعه داد.

آنها معمولاً از طریق اینترنت و به وسیلۀ شبکه های بازاریابی چند سطحی می فروشند.

گلدکوئست با تهیۀ سکه های ماندگار برای المپیک سیدنی در سال 1998 آغاز به کار کرد ، کمپانی گلدکوئست برای یکی کردن یک و نیم میلیون مشتری خود که در سرتاسر دنیا از این شرکت می خرند و می فروشند توسعه یافت.

این شرکت در هفده کشور دنیا دارای دفاتری است.

اسواران (Eswaran) اظهار می دارد که سابقۀ گلدکوئست در تجارت الکترونیک بر پایۀ بازاریابی چند سطحی آن را تبدیل به استانداردی جهانی برای چنین استراتژی های فروشی کرد. اخیراً دولت ایران از آن درخواست کرده تا برای ایجاد پارامترهای قانونی برای بازاریاب های شبکه ای کمک کند.

اسواران اینگونه ادامه داد :این باعث شعف ما می شود تا کمکی به این راه جدید برای انجام کسب و کار کنیم . بسیاری از سوء تفاهمات در مورد بازاریابی شبکه ای وجود دارد که باعث سوء استفاده از آن می شود."

مدل کسب و کار گلدکوئست یک موضوع قابل رسیدگی بین المللی از سوی مقامات ایرانی بوده ، که در حال مبارزه در مقابل خروج ارز از صندوق ملی کشورهای فقیر هستند.

اما گلدکوئست برنامه ریزی کرد تا دنیا را متقاعد کند که روش فروش آن نزدیکی کمی با طرح های بازایابی هرمی که بسیاری کشورهای دیگر را به دردسر انداخته دارد .

میر (Mayer) می گوید بازار کلکسیونی چین برای توسعه مناسب است ، مردم بیشتری در پی سرمایه گذاری مازاد نقدی خود برای کالاهای جذاب هستند.

"این بازاری گسترده است که بزرگتر خواهد شد." میر اضافه می کند : " بی جینگ (Beijing) در حال حاضر یکی از بزرگترین نمایشگاه های تجاری کلکسیونی در جهان است. خریداران چینی پنجمین خریداران جهان هستند. "

او گفت : قرارداد شرکت پست چین راه را برای گلدکوئست هموار کرد – که باعث گسترش کسب و کارهای آنلاین خواهد شد.

این یک شروع خوبی برای ما است . و ما امیدواریم آن را ادامه دهیم." اینها گفته های میر (Mayer) بود.

منبع: Yahoo.com

از نکات قابل اشاره این است که دولت چین یکی از سخت گیر ترین دولت ها در زمینه بازاریابی چند سطحی (MLM) می باشد. در آینده ای نزدیک مقاله ای در زمینه ظهور بازاریابی شبکه ای و لغو ممنوعیت آن در چین و تعاملات این کشور با انجمن فروش مستقیم ایالات متحده و سازمان تجارت جهانی و در نهایت ایجاد جوی مناسب برای فعالیت شرکت های فروش مستقیم در این کشور ارائه خواهد شد.

با تشکر فراوان از امیر آزادی و کوئست یزد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 22:0  توسط فرانسیس  | 

پاچه خوری       

ای آلبالو     

ای شفتالو    

(حتما سر بزنید.پشیمون نمی شید.آخرین خبرهای داغ کوئست)

http://arakquest.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 21:46  توسط فرانسیس  | 

شوراي نگهبان ممنوعيت بازارهاي شبكه اي را تاييد نخواهد كرد

يك اقتصاددان :
شوراي نگهبان ممنوعيت بازارهاي شبكه اي را تاييد نخواهد كرد

خبرگزاري موج - دخالت مجلس و ساير ارگانهاي قانونگذاري در امور مباح عملاً باعث ضربه زدن به پايه هاي جمهوري اسلامي ايران مي شود.

پروفسور حسين باهر يك اقتصاددان درگفت و گو با خبرنگار موج ضمن بيان اين مطلب در خصوص نوع فعاليت شركتهاي هرمي با بيان اين مطلب افزود : به نظر نمي رسد شوراي نگهبان لايحه مصوب مجلس را درمورد ممنوعيت فعاليتهاي بازاريابي شبكه اي تائيد كند .
وي در بيان دلايل اين امر گفت :فعاليت هاي بازاريابي شبكه اي هيچ گونه مخالفتي با شرع ندارد و همچنين بر اساس قانون اساسي هيچ ارگاني حتي مجلس حق ندارد حتي با وضع موجود ، حقوق مشروع افراد را از آنها سلب كند .
پروفسور باهر همچنين تصريح كرد : طبق اين اصل به نظر مي رسد كه شوراي نگهبان مصوبه مجلس را تاييد نكند و بايد گفت كه دخالت مجلس و ساير ارگانهاي قانونگذاري در امور مباح عملاً باعث ضربه زدن به پايه هاي جمهوري اسلامي ايران مي شود.
وي تاكيد كرد : قانون گذاري و ايجاد محدوديت در امور مباح سبب تراشيدن ناراضي مي شود و اين امر به معناي اين است كه در بلند مدت نظام نمي تواند مستقر باشد . قرآن مي فرمايد الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم يعني حكومت به كفر مي ماند اما به ظلم نمي ماند .
اين كارشناس در ادامه خاطر نشان ساخت : وقتي كه مجلس با وضع قوانيني نظير ممنوعيت فعاليتهاي بازاريابي شبكه اي به يكباره 1200 نفر يا بيشتر جوانان را كه همه تلاش خود را در گونه اي از فعاليت معطوف ساخته اند ، دچار ناراحتي ، افسردگي و ضرر و زيان مي كند بايد منتظر عواقب بعدي آن نيز باشد كه اين چند صد هزار نفر عملاً رفتار انعكاسي معكوسي را نسبت به مصوبه و نتيجتاً نظام اقتصادي به ايران كنند .
وي با ابراز تاسف اظهار داشت : متاسفانه اينگونه قانون گذاريها باعث رفاه مردم و نظام نمي شود بلكه سبب ضعف و سستي نظام خواهدشد با اين وصف به نظر مي رسد شوراي نگهبان نيز از تاييد اين لايحه مصوب خودداري كند .
شايان ذكر است طبق استفتايي كه از مقام معظم رهبري صورت گرفته فعاليت و انجام هرگونه معامله در اين خصوص حرام اعلام شده است .

منبع : خبرگزاری موج

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 21:15  توسط فرانسیس  | 

يك ايميل از طرف خانم سوزان كمري

From: Susan
To:
Sent: Wednesday, November 02, 2005 2:05 PM
Subject: etelaeih
2

با سلام

عزيزان IR در ايران، لطفا توجه كنيد كه اين روزها متاسفانه شاهد يك سري اخبار "كاذب" هستيم كه بعضي از آنها مثبت و بعضي از آنها منفي هستند!

با توجه به اينكه در كار نتورك هميشه بايد به ياد داشته باشيد كه با گروه خود بسيار شفاف و با صداقت "بايد" عمل كنيد، لطفا هرگونه خبري را كه در ارتباط با نتورك "گلدكوئست" ، "كوئست نت"، كوئست وكيشن" و كوئست اينترنشنال" مي باشد را با ما يا با CRF زدن چك كنيد.

لذا بايد به عرض برسانم كه خبر حضور آقاي بيسمارك و يا هر كس ديگري از شركت مذكور در ايران "كذب" است. ولي اگر مي شنويد كه شركت در حال مذاكره مي باشد، كاملا صحيح است و شركت به هيچ عنوان گروه خود را كه مانند شركاي خود مي داند را تنها در مشكلات نخواهد گذاشت و تمام سعي خود را خواهد كرد كه نتورك خود را بر مبناي قوانين جمهوري اسلامي در ايران پياده كند.

با تشكر از صبر و همكاري همه جانبه شما عزيزان

سوزان كمري

منبع:B-TEAM

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 21:14  توسط فرانسیس  |